
با تو به معنای اسمم باز گشتم عشق را معنایی است با تو بودن و معنای بی تو بودن مرگ است.
چشماش از انبوه اشک
لبريز ...
پتوش رو
به آغوش گرفته ...
و عاشقانه با دستي
دست ديگرش رو نوازش مي کنه ...
احساس تلخ تنهايي رو
با شوري اشک مزه مزه مي کنه ...
شبانه هاي زيادي رو در اين حالت
با خودش ، با تنهايي هاش
عاشقانه سپري کرده ...
وقتي که احساس کرد
با اشک هاش
تنهايي هاش رو سيراب کرده ...
به سقف اتاق خيره ميشه
يک لبخند آروم ميزنه
پلک هاش رو ميبنده
و با يک جمله به خواب ميره
خدا جون شب بخير ...
عشق نمی پرسه تو کی هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله منی . عشق نمی پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق نمی پرسه چه کار می کني؟ فقط ميگه: باعث می شی قلب من به ضربان بيفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
عشق نعمت خداست البته اگه درکش کنی و درست عاشق بشی و عشقت رو از ته دل دوست داشته باشی ومن خدا رو به خاطر اینکه عشقرو آفرید شکر می کنم
زندكي بازيهاي قشنكي رو با خودش به همراه داره ,از اولين اغاز انسان با طمع و خودخواهي زندكي رو عوض كرد. ياد كرفت كه چطور دروغ بگه و پنهان كاري كنه وهزاران كار درست و نادرست ديگه.
انسان براي چه چيز خلق شد؟
خلق شد تا خداوندش رو پرستش كنه ,به بقيه هم نوعانش كمك كنه تا ياد بگيره كه دل شكستن هنر نيست و بفهمه كه دل به دست اوردن خيلي ارزش داره و هنر ميخواد عشق و محبت نياز داره.
ولي امرزه از اون محبت خبر نيست چي شد اون عشقي كه هر ادمي بايد توي سينه اش داشته باشه , چي شد اون رفاقت اون صميميت اون رفاقتي كه اكر كسي مشكلي داشت با هم اون مشكل رو حلش ميكردند نميذاشتن رفيقشون كم بياره ازجون و دل براش مايه ميزاشتن دوست داشتن تا قسمتي از خوشبختيه خودشون رو نثار ادماي ديكه كنند تا شادي و خوشبختي خودشون رو چند برابر كنند.
خوشبختي:
خوشبختي انسان به يك هسته ي زرد الو شباهت داره كه اگر اون رو خودت تنهايي بخوري لذتش رو فقط براي چند لحطه برا ت باقي ميمونه اما اگر اون رو توي يك باغحه بكاري و ازش مراقبت كني و نگذاري شاخه هاش بشكنند درختي رو خواهي داشت بر از ثمره و لذ تش حند برابر ميشه .
دل ادمها هم مثل شاخهاي اين درخت,كه اكر دل كسي رو بشكني مثل اين هست كه شاخه اي از درخت خوشبختي رو كم كرده باشي.
امروزه اكر كسي توي چاله ايي مي افته بقيه به جاي اين كه دست اون شخص رو بگيرند و بهش كمك كنند از اون بالا با چشم حقارت و تمسخر بهش نكاه ميكنند .
چرا ادمها بين خودشون تبعيض قايل ميشن مگر همه ي اونها از يك خاك پاك درست نشدن و به همون خاك پاك بر نميگردند پس چرا مهمترين فكر بعضي از اين ادمها اينه كه حه جوري با يه كار اسون پول زيادي رو بدست بيارند. اينجور ادمها اينقدر به فكر بول هستن كه زندكي رو همانند يك مسابقه ميبينند كه اگر در اول مسابقه از بقيه سبقت كرفتند بهترين زندكي رو خواهند داشت حتي اگر به فراموش شدن رابطه ي خوانوادگي تبديل بشه .حتي حاضر نيستند به نزديك ترين شخص خودشون كمك كنند اونا اين شعر معروف رو يادشون رفته كه: از كجا امده ام امدنم بهر چه بود به كجا ميروم اخر ننماي وطنم. وبه جاي مهر و محبت ,غرور و تكبر روش اخلاقيه خودشون گذاشتن.
اينم رسم زندگيه كه با گذشت زمان تغيراتي در اون به وجود مياد
معشوق را آزمونی نیست
همانگونه که
آزموده را ازمودن خطاست
عشق را فریبی نیست
همانند پروانه به گل
عاشق را ز معشوق دوری نیست
همانند ماه به ستاره
عشق من بی معناست
وقتی که از معشوق خود دور باشم
بی معناست وقتی همانند ماه و ستاره نباشم
بازم برات از عشق میگم
عشقی پاک و قشنگ و پاک
بازم برات از دل تنگی میگم
میگم که این جدایی و نمیخوام
دوست دارم با تو باشم
با تو و به یاد تو باشم
هیچ چیز رو بدون تو نمیخوام
دوست دارم با تو و به یاد تو و در کنار تو باشم
عشق قشنگه
در صورتی که هر دو عاشق واقعی باشیم
هیچوقت نشده که اونو خوشحالش کنم هر شب هر روز و هر ثانیه فقط حرف از غم و غصه و ناراختی میزنم نمیدونم اون درباره ی من جی فکر میکنه فقط میدونم که شاید اون از کارام از چیزایی که دارم و ندارم خسته شده شاید دیگه حالش بهم میخوره از داستانهای تکراری که میکم از این که چی بودم چی شدم یا جی میخوام بشم.
هیچ وقت به اون فرصت ندادم که راحت باشه حرفشو کامل بزنه همیشه حرفاشو به شوخی و مسخره گرفتم.
با این که میدونم اون منو دوست داره ولی من همیشه بهش میگم دوست ندارم .اون غرورشو واسه من شکست ولی من این کارو نکردم.
فقط دوست دارم بدونه که وقتی اون دلش میگیره وقتی که ناراحته وقتی خوب نمیخوابه وقتی........منم واسش دل نگرونم.![]()
دلم گرفته آسمون
دلم میخواد گریه کنم
یه تیکه ابر به من بده
تا به جای اون ببارم
دلم گرفته آسمون
نمیخوام دیگه تنها باشم
تو خودت خوب میدونی که تنهایی بد دردیه
یه فکری به حال من بکن
دیگه طاقت ندارم حتی برای یک ثانیه تنها باشم
با تو حكايتي دگر اين دل ما بسر كند شب سياه قصه را هواي تو صحر كند
باور ما نميشود در سر ما نمي رود از گذر سينه ما يار دگر گذر كند
شكوه بسي شنيده ام از دل درد كشيده ام كور شوم جز تو اگر زمزمه اي دگر كنم
مقصد و مقصودم تويي عشقمو معبودم تويي از تو حضر نمي كنم سايه مگر سفر كند
چاره ي كار ما توي ياور و يار ما تويي توبه نميكند اثر مرگ اگر اثر كند
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني.... شدن
ساختن ک.م عشق
دل يعني
كلبه تنها و
يعني دلتنگ
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك زندگی
يعني عمر
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
عشق
میخوام بگم عاشقتم
میخوام بازم مثل گذشته با تو باشم
فقط با تو
با عشقی که تو برای من ساختی
واسم مهم نیست که در کنارت باشم واسهی همیشه یا نه
مهم اینه که با عشق تو زنده ام
عشقی که تو برای من ساختی
عشقی که تو توی قلبم گذاشتی
من عاشقت شدم
عاشق یه موجود باک و زیبا
عاشق یه ادم نجیب
عاشق کسی که به تمام دنیا می ارزه
من نمیدونم لیاقتت رو دارم یا نه
چون تو خیلی بیشتر از اینها لیاقت داری
من نمیخوام خودم رو برای تو کم کنم
چون تو همیشه دوست داری منم مثل تو باشم
ولی از نا مردیه روزگار تو رو بهترین شخص میبینم
اخه تو این دنیا ادم هایی هستن که چه بخوان و چه نخوان با دل ادم بازی میکنند

من اگه واقعا عاشق باشم اگه واقعا واسه عشقم بمیرم هیچوقت از عشقی که دارم خسته نمیشم . من الان از عشقم دورم شاید به خاطر اینه که دارم شعار میدم . ولی زندگی یعنی این که ۲ نفر با هم باشن تا پای جون و عمیقا هم دیگرو بخوان نه ظاهر همدیگرو.
